رنک الکسا شما بروز شد : 0 مستقیم برو سرِ اصل مطلب :: مستقیم برو سرِ اصل مطلب

مستقیم برو سرِ اصل مطلب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    برای تأمل دربارهٔ جهان و جهانیان و حتی ماوراء، هیچ زمانی بهتر از سیریِ شکم نیست‌؛ به‌خصوص در مسیر بین سفره و دستشویی: زمان تخلیه. همهٔ دنیا گل و بلبل می‌شود و دیگر غم‌انگاری نمی‌کنی!


    اما برای سیاست‌مدار‌شدن، بماند برای وقتی دیگر...


    محمدباقر قنبری نصرآبادی

    ۰۲:۴۹

    ۱۹آذر۱۳۹۶

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 3:23

    عادل طالبی بازاریاب و مشاور اینترنتی است. دقت‌ورزیِ معناییِ وی ستودنی است. او دربارهٔ کسب‌و‌کار می‌گوید اول کار بعد کسب!


    دقت‌ورزی‌های معناییِ دیگری هم هست؛ مثلاً کشف‌ و جست‌وجو که اول جست‌و‌جو می‌کنیم، بعد کشف!


    محمدباقر قنبری نصرآبادی

    ۱۴:۰۲

    ۲۰آذر۱۳۹۶

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 21 آذر 1396 ساعت: 3:23
    برچسب‌ها :
    مگر عشق‌بازی با معشوق هرزگی تلقی می‌شود؟! چندسالی می‌شود خانه‌نشین شده‌ام. تنها نشسته‌ام و در فکر پاییزم. صدای مردم را از پنجره می‌شنوم. می‌گویند پاییز عوض شده است. اولین قرارم را یادم نمی‌رود. پاییز گفته بود لباس تنم را فرش زیر پایت می‌کنم. ردّم را از دم خانه‌ات بگیر و من را بیاب. صبح زود شالم را محکم به خودم پیچیدم و راه افتادم. چراغ خانه‌های مردم همچنان می‌سوخت. چند ساعتی در فرش‌برگِ زیرپایم غوطه‌ور بودم. به پاییز که رسیدم، خیلی آهسته از پشت، در آغوش کشیدمش. هنوز کام خود را از پاییز نگرفته بودم که محتسب جارو به‌دست سررسید. او پاییز را جمع کرد و با خود برد. باورتان می‌شود در شهر ما محتسبان رفتگرند و رئیسشان، حاکم شهر؟ از فردای آن روز، سرسبزیِ پاییز، دستورِ مؤکّد حاکم به محتسبان بود. شهر را یکدست سبز کردند و رنگ‌واره‌های زرد و نارنجی و قرمز را از شهر زدودند. از بس محتسب موقع جاروزدن، عریانی پاییز را جار زد، دیگر باورم شده بود که سرسبزی‌اش لطف حاکم است به او. از میان همهمهٔ مردم، یک نفر بلندبلند تکرار می‌کند دیگر این پاییز فرق می‌کند. آخَر همین پاییز، حاکم را راهیِ قشلاق کرد و محتسب را روانهٔ جورکردنِ بساطِ لحاف و کرسی. صبر کن ببینم! نکند مردم هم عریانی پاییز را  در رستاخیز ر‌نگ‌ها دیده‌اند؟! پی‌نوشت سرِ سرسبزیِ عاریَتیِ پاییز حرف دارم! محمدباقر قنبری نصرآبادی ۲۲:۳۷ ۹آذر۱۳۹۶
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها : نمیکنند,

    درست یا غلط، اول که فکر می‌کردم پیش قاضی و معلق‌بازی.

    بعد فهمیدم پیش غازی و معلق‌بازی.

    بعدها بهم گفتند نه آن غاز که بندباز!

    یک بار برای همیشه: پیش غازی و معلق‌بازی؟

    البته، امروزه خودِ قاضی و معلق‌بازی...


    محمدباقر قنبری نصرآبادی

    ۱۰:۰۱

    ۱۰آذر۱۳۹۶

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها :
    به‌نظر من قاتل اهلی هم داریم. مثلاً همین داعشی که نیامده رفت. همین اهلی بودنش بود که می‌گذاشت لذت مردنت را هم ببری: خیلی آرام و باحوصله، بدون اینکه دست از سرت بردارد، پوست از سرت می‌کنْد. حتماً که نباید وحشی باشد و سرت را از بیخ ببُرد و با خود ببَرد یا اصلاً تکه‌تکه‌ات کند. البته اگر پی می‌بُرد ایرانی هستی، اهلی و وحشی نداشت. الفاتحه! پی‌نوشت قاتلان اهلی نوعِ دیگری هم دارند؛ مثلاً با پنبه سر می‌برند. یعنی کاملاً حق به‌جانب، ظلم می‌کنند؛ اما با مظلوم‌نمایی. محمدباقر قنبری نصرآبادی ۹:۰۳ ۱۰آذر۱۳۹۶
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها :
    برای اولین بار در ایران و در محیطی کاملاً مراکشی، مزهٔ غذاهای لبنانی را بچشید. نحوهٔ پرداخت هزینه: خودِ رستوران به دلار کالا می‌خرد، به تومان در منو ثبت می‌کند، به ریال حساب می‌کند. مجسمه‌ای هم شبیه به زرافه وسط سالن گذاشته‌اند. می‌گویند اسمش شتر‌گاوپلنگ است! محمدباقر قنبری نصرآبادی ۹:۴۲ ۱۰آذر۱۳۹۶
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها : سهتاییهای,
    دو خط کتاب/ دوست داشتن مقوله‌ی عجیبی است آخرین خبر/ تو هرگز نمی‌توانی به کسی بگویی، از دوست داشتن یک نفر خودداری کند، یا کسی را به اجبار دوست داشته باشد! دوست داشتن مقوله‌ی عجیبی است. با چیزهای دیگر خیلی فرق دارد. سرگذشت ندیمه/مارگارت آتوود اول مجهول‌گویی یا کلی‌گویی یا مبهم‌گویی چه دردی از ما دوا می‌کند؟ چه حسی را در ما برمی‌انگیزاند؟ چه پیامی را به ما می‌رساند؟ یک بار دیگر بخوانیدش: تو هرگز نمی‌توانی به کسی بگویی، از دوست داشتن یک نفر خودداری کند، یا کسی را به اجبار دوست داشته باشد! دوست داشتن مقوله‌ی عجیبی است. با چیزهای دیگر خیلی فرق دارد. دوم از دوست‌داشتن چه می‌دانید؟ - چیز عجیبی است. -نه، من بگویم؟ مقولهٔ عجیبی است. -به‌نظر من که امر عجیبی است. هر چه هست، این دوست‌داشتن نه دست‌نیافتنی است، نه نامفهوم و نه نامأموس. نه چیز است، نه مقوله، نه امر. دوست‌داشتن احساسی ناب و موهبتی الهی است! سوم واقعاً ایراد از چه کسی است؟! مترجم یا نویسنده یا ناشر محترم یا ویراستارِ دست‌و‌پا نبسته؟ شاید عیب از مخاطب کم‌حوصله و عادی باشد. شاید هم ایراد از منِ منتقد است که حوصله ندارم همهٔ کتاب را بخوانم. محمدباقر قنبری نصرآبادی ۱۶:۴۴ ۱۱آذر۱۳۹۶
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها : کتابها,
    برادرم ‌می‌گفت دوستش خیلی خوب است. گفتم یعنی چی خیلی خوب است؟ گفت نگاهش که می‌کنی، انگار می‌خواهد شهید شود! هروقت، دیگران موقعِ نظردادن از خوب و بد استفاده می‌کنند، توضیح بخواهید. حتماً بخواهید خوبی یا بدیِ خودشان یا دیگران را توضیح دهند. در این خوب و بدها یک‌دنیا حرف نهفته است. به احتمال زیاد تعبیرهایی جالب می‌شنوید. محمدباقر قنبری نصرآبادی ۱۷:۲۵ ۱۲آذر۱۳۹۶
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها :

    کارمندِ دفترِ خدمات قضائی: آقا، میزان تحصیلاتتان؟!

    آقای دکتر: دکتر

    کارمند: اینکه شغلتان است!

    [با قدری مکث، خندهٔ من و آقای دکتر و کارمند]


    محمدباقر قنبری نصرآبادی

    ۲۱:۵۲

    ۱۴آذر۱۳۹۶

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    برچسب‌ها :
    بُعد اول: مخاطبانِ ساده همان قربانیانِ ابدی‌اند! گنجشک‌ها یک‌به‌یک به دست صیاد شکار می‌شدند. چه کشته می‌شدند چه زخمی، در هر صورت صیاد، سرشان را از تنشان جدا می‌کرد. زمستان بود و آب از بینی و چشم صیاد جاری شده بود. در همین حین، یکی از گنجشک‌ها به گنجشک دیگری گغت: «نگاه کن چه دل‌رحم است. گرچه ما را شکار می‌کند، دارد اشک هم می‌ریزد.» آن گنجشک گفت: «چشمانش را نگاه نکن، دستانش را نگاه کن که دارد جانمان را می‌ستاند!» نقل به مضمون از کتاب جایی که خیابانها نام داشت، اثر رنده عبدالفتاح، مترجم مجتبی ساقینی، نشر آرما، صفحه ۱۳۸. بُعد دوم: مدیرانی که به حالِ خود رها شده‌اند! برخی مدیرانِ کانال‌ها در تلگرام، در شناسنامهٔ کانالشان نوشته‌اند که این کانال تحت قوانین جمهوری اسلامی است و هیچ سوگیریِ جناحی ندارد‌. اما وقتی محتوای کانال را می‌بینی، یا باید به قوانین شک کنی یا به عقل خودت یا به کانال! محتوای کانال از این قرار است: ۱. تمسخر آخوند چه در محتوای متنی، چه در محتوای غیرمتنی؛ ۲. تمسخر دخترها بیشتر در قالب متن؛ ۳. بنرهای تبلیغاتیِ هر کانالی؛ ۴. تمسخر برخی شخصیت‌های سیاسی که موافقِ آن‌ها نباشد؛ ۵. عکس‌ها و گیف‌ها و فیلم‌هایی که اگر سکسی نباشد، دست‌کم انگیزشی است؛ ۶. و... . جدا از مدیرِ کانال‌‌ تلگرام و اینکه همهٔ مدیرانِ میانی منظور هستند، جدا از محتوای غیراخلاقی یا محتوایِ غیرمفید کانال‌،
    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 19:57
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها